مصطفى محقق داماد

28

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

هرگاه حكم يا موضوع يا وصفى در گذشته معلوم باشد ، سپس مورد ترديد قرار گيرد اما به اعتبار حالت سابق ، حكم بر باقى ماندن آن شود مىگوييم وجود حكم يا موضوع يا وصف استصحاب شده است . مثلا هرگاه با ادله محكم و مستدل يقين داشته باشيم كه شخص الف به شخص ب بدهكار بوده است ، اما اكنون بدهكار مدّعى پرداخت دين مىباشد ، آيا به صرف اين ادّعا بايد از يقين سابق صرفنظر شود ؟ اينجاست كه استصحاب كاربرد پيدا مىكند و براساس آن در برابر ترديد تا هنگامى كه اماره معتبر بر پرداخت دين ارائه نگرديده حكم به بقاى حالت سابق يعنى بدهكار بودن مديون مىشود . 3 - اركان استصحاب بعضى از اصوليين معاصر براى استصحاب اركان بسيارى شمرده و گاهى براى آن تا هفت ركن قائل شده‌اند . ضمن تصديق اعتبار آنها بايد گفت آنچه برشمرده شده در واقع اركان استصحاب نيست ، بلكه شرايط خارجى استصحاب است . استصحاب در واقع و بنا بر آنچه از تعريف شيخ انصارى استفاده مىشود فقط داراى دو ركن به شرح زير است : الف - يقين سابق : يعنى اينكه نسبت به حكم يا موضوع يا وصف در زمان گذشته يقين وجود داشته باشد . ب - شك لاحق : يعنى در مورد بقاى حالت سابق شك حادث شود . در مثال گذشته اين دو ركن وجود دارد ، زيرا در مورد دين يقين سابق وجود دارد كه ركن اول استصحاب است . سپس بقاى حالت سابق يعنى ادامه حالت مديون بودن شخص مورد شك و ترديد واقع شده كه ركن دوم استصحاب را